|
غضنفر و مظفر خوانین زاده دو برادر یزدی که نام آشنای همه ی سریزدیان می
باشند. دو دلسوزی که به گفته ی محمود آقا ولی مدرسه ی سریزد پس از آمدن این دو
برادر مدرسه شد. مظفر خوانین زاده متولد 1319 یزد ، تحصیلات خود را در دبیرستان ایرانشهر یزد
به پایان رساند و پس از اخذ دیپلم ریاضی در سال 1341 و گذراندن دوره ی مقدماتی در
اصفهان و دوره تکمیلی در دانشسرای کشاورزی کرمان بعنوان سرباز معلم در سپاه دانش
آنزمان مشغول به کار شد. وی پس از سید محمود مدرسی به مدت 20 سال مدیر مدرسه ی
سریزد بوده است. مطالب زیر خلاصه ای از گفتگوی صمیمانه با ایشان است. معلمان خود را به یاد می آورید؟ همگی آنها را نه تنها به یاد می آورم بلکه تصویرشان هنوز در ذهنم باقیست. آقای
نواب زاده دبیر ریاضیمان بود. سید احمد آیت اللهی دبیر ادبیات ، دبیر هنرمان مرحوم
چیتی بودند و دبیر فیزیک مرحوم کشوری. چرا سریزد را برای کار انتخاب کردید؟ اولین جایی که شروع به کار کردم مدرسه ی مزرعه ی حاجی عبدالله بود. پس از 2
سال خدمت در آنجا بدلیل علاقه ای که به سریزد داشتم درخواست انتقال به سریزد را
دادم که با درخواست اینجانب موافقت گردید و حدود 6 ماه بعد نیز برادرم غضنفر به
آنجا منتقل شد و هر دو قدم در راه خدمت به سریزد نهادیم. خاطره ی خوبی از آنزمان به یاد دارید؟ همه ی 20 سال خدمتم در سریزد خاطره است و همگی آنها خاطراتی شیرین. اما شیرین
ترین خاطره ای که در ذهنم مانده است مربوط به یکی از دانش آموزان بود که الان با
مدرک دکترا ، استاد دانشکده مهندسی برق و کامپیوتر دانشگاه تهران می باشد. پدرش روزی به من مراجعه کرد که پسرم روزانه 2 پاکت سیگار می کشد و شما او را
نصیحت کنید. به پدرش گفتم شما پدر او هستید کلام شما تأثیر گذار تر است. اما پدر
گفت که ما هرچه گفتیم به گوشش نمی رود. حرف شما را گوش می دهد. عصر همان روز در
مدرسه با وی صحبت کردم و عاقبت سیگار کشیدن آن هم در آن سن را برایش بازگو کردم.
پس از 3 روز پدرش به مدرسه آمد و پس از تشکر و سپاسگذاری گفت که این کارش را کنار
گذاشته است. بعدها که آن پسر را در اوج موفقیت دیدم شگفت زده شدم. خاطره ی بدی هم از دوران خدمت به سریزد دارید؟ نه اکثر خاطره ها شیرین بودند. تنها خاطره ی بدی که دارم مربوط به فوت یکی از
معلمان همکار بود که وی نیز سریزدی بود. مرحوم رضا حاجی قاسمی فرزند محمد آقا علی
که در سال 54 فوت کرد. اتفاق افتاده است که شاگردان قدیم را در خیابان ببینید؟ بسیار. علی الخصوص در ایام محرم در سریزد که البته همگی حق استاد و شاگردی را
ادا کرده اند. چند تن از دانش آموزانی که خاطره شان در ذهنتان مانده است را نام ببرید؟ حسن خوانین زاده ، رضا حاجی غلام ، مرتضی حاجی قاسمی ، رضا خوانین زاده ، فضل
الله بالایی ، منصور علی فهرجی و ... کتک زدن دانش آموزان در آنزمان حقیقت دارد؟ بعضی اوقات از سر دلسوزی چاره ای نبود تا اینکار را انجام دهیم. اما به ندرت
این اتفاق رخ می داد. اولین حقوق دریافتی شما چند بود؟ در سال 41 اولین حقوقی که دریافت می کردم ماهیانه 300 تومان بود که بعدها به
700 تومان افزایش یافت. اگر روزی همه ی شاگردانتان را دوباره در یک جمع ببینید چه احساسی پیدا می کنید؟ بسیار خوشحال می شوم اگر بتوانم همچین روزی را ببینم. دانش آموزانی که اکثر
آنان افتخار آفرینان امروز ایران زمینند. آرزوی شما چیست؟ آرزو دارم همه ی ملت ایران در سلامتی و خوشی و خرمی به سر ببرند. پس از سریزد چه کردید؟ تا سال 1360 در سریزد مشغول به خدمت بودم و پس از 20 سال خدمت در سریزد به یزد
آمدم و در دبستان سلمان مشغول به کار شدم. و در سال 1373 نیز بازنشست گردیدم. هرچه دلتان می خواهد بگویید تا بنویسیم: معرفت در گرانیست به هر کس ندهندش
پر طاووس قشنگ است به کرکس ندهندش در زندگی سعی کنید با هرکه دوستی کردید معرفت را سرلوحه ی ارائه دوستی قرار
دهید. |










