ورود به سایت

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز41
mod_vvisit_counterدیروز135
mod_vvisit_counterاین هفته695
mod_vvisit_counterهفته گذشته967
mod_vvisit_counterاین ماه1259
mod_vvisit_counterماه گذشته4503
mod_vvisit_counterکل بازدیدها47437

در 20 دقیقه گذشته : 6
آی پی شما : 38.107.191.82
,
امروز : 19 شهریور 1389

کاربران سایت

DELNA : 0 مطلب
Hossein: 0 مطلب
Nader Agharahimi: 0 مطلب
SAEID DANGER: 0 مطلب
abb: 0 مطلب
ali: 0 مطلب
ali: 0 مطلب
ali: 0 مطلب
ali: 0 مطلب
ali: 0 مطلب
amin: 0 مطلب
amir: 0 مطلب
amir: 0 مطلب
asd: 0 مطلب
azadeh: 0 مطلب
behzadhajighasemi: 0 مطلب
farhad : 0 مطلب
fatemeh: 0 مطلب
ghazal: 0 مطلب
kobra yazdi: 0 مطلب
lمحمد حاجی غلام سریزدی: 0 مطلب
mahdieh: 0 مطلب
mohamad: 0 مطلب
mohamad: 0 مطلب
mohamad talebi: 0 مطلب
mohammad: 0 مطلب
mohsen: 0 مطلب
morteza: 0 مطلب
seyedmajid mirghassemi: 0 مطلب
somaye: 0 مطلب
somaye zare: 0 مطلب
yazdmelody: 0 مطلب
zahra: 0 مطلب
امین آقارحیمی: 0 مطلب
ایدا: 0 مطلب
ایمان: 0 مطلب
ح: 0 مطلب
حسين سلماني: 0 مطلب
حمید آهنگر سریزدی: 0 مطلب
خوشدل: 0 مطلب
راحله: 0 مطلب
رضاامین: 0 مطلب
سحر: 0 مطلب
سعيد: 0 مطلب
سعید میرقاسمی: 0 مطلب
سید علیرضا حاجی میرزا: 0 مطلب
سید هادی: 0 مطلب
سید هاشم حاجی میرزایی: 0 مطلب
شهاب: 0 مطلب
عارفه خوانین زاده: 0 مطلب
عباس اسدی سریزدی: 0 مطلب
علی: 0 مطلب
علی: 0 مطلب
علی میرزاحسینی: 0 مطلب
علیرضا مشکی باف: 0 مطلب
فرهاد: 0 مطلب
قاسم حاجی بیگی: 0 مطلب
محمد: 0 مطلب
محمد حسين: 0 مطلب
محمدرضا: 0 مطلب
محمدرضا خوشدل: 0 مطلب
محمدعلی ابوالحسنی سریزدی: 0 مطلب
مرتضي: 0 مطلب
مریم: 0 مطلب
مسعود محمدطاهری: 0 مطلب
مصطفي: 0 مطلب
مصطفی احمدی: 0 مطلب
مطهره: 0 مطلب
مهدی: 0 مطلب
مهدی زارع سریزدی: 0 مطلب
نوید: 0 مطلب
محمد محمد طاهری : 2 مطلب
Administrator: 152 مطلب

احساسات

پسر جوان پس از مدتها از منزل خارج شد . بیماری روحیه او را مکدر کرده بود . و حالا با اصرار مادرش به خیابان آمده بود . از کنار چند فروشگاه گذشت . ویترین یک فروشگاه بزرگ توجه او را به خود جلب کرد و وارد شد . در بخشی از فروشگاه که مخصوص موسیقی بود چشمش به دختر جوانی افتاد که فروشنده آن قسمت بود . فروشنده دختر ی بود همسن خودش و لبخند مهربانی بر لب داشت . لبخند آن دختر به نظر خودش زیباترین چیزی بود که به عمر دیده بود! دختر نگاهی به او کرد و پرسید :

- می توانم کمکتان کنم؟

در یک نگاه در وجودش علاقه ای را نسبت به او احساس کرد ولی هیچ عکس العملی از خود نشان نداد . فقط گفت :

- من یک لوح موسیقی می خواهم .

یکی را انتخاب کرد و به دست دختر داد دختر لوح را گرفت و با همان لبخند گفت :

- میل دارید این را برایتان کادو کنم؟ 

و بدون این که منتظر جواب شود به پشت ویترین رفت و چند لحظه بعد بسته کادو پیچ شده را به پسر داد . پسر جوان با کادویی که در دست داشت به خانه رفت و از آن روز به بعد هر روز به فروشگاه می رفت و یک لوح می خرید و دختر نیز لوح را کادو می کرد و به او می داد . پسر بارها خواست علاقه خود را به فروشنده جوان ابراز کند ولی نتوانست . مادرش که متوجه تغییر در رفتار پسر شده بود علت این پریشانی را از او جویا شد و وقتی متوجه علاقه او شد پیشنهاد کرد که این موضوع را به خود دختر بگوید و نظر او را هم بپرسد . ولی پسر نپذیرفت او هر بار که می خواست با دختر صحبت کند نمی توانست و فقط با خرید یک لوح خارج می شد .

بیماری جوان کم کم شدیدتر می شد و او نمی توانست علاقه اش را به دختر ابراز کند . یک روز که به فروشگاه رفت فقط شماره تلفنش را روی کاغذ نوشت و روی ویترین گذاشت و خارج شد! و روز بعد دیگر به فروشگاه نرفت!

چند روز گذشت و دختر از نیامدن پسرتعجب کرد و به یاد شماره تلفن افتاد و با منزل او تماس گرفت . مادر پسر جوان گوشی را برداشت و وقتی متوجه شد که او همان دختر فروشنده است با گریه گفت :

- تو دیر تماس گرفتی!! ... پسر من دو روز پیش از دنیا رفت.

دختر بسیار متاثر شد و از مادر نشانی اش را پرسید تا او را ببیند . وقتی به منزل پسر رسید از مادرش خواهش کرد  که اتاق پسر را ببیند . در اتاق پسر انبوهی از لوحهای موسیقی روی هم چیده شده بود که کادوی آنها باز نشده بود!!

مادر یکی از کادوها را باز کرد و با تعجب داخل آن یک یادداشت دید که رویش نوشته بود

" تو پسر مودب و با شخصیتی هستی و اگر مایل باشی می توانیم با هم یک فنجان قهوه بخوریم . "

یادداشت ازطرف دختر فروشنده بود . مادر بسته بعدی را باز کرد و باز هم همان یادداشت!

مادر گفت :

- پسرم به تو گفته بودم که اگر واقعا او را دوست داری احساسات را ابراز کن و بگذار او هم بداند که احساسی نسبت به او داری . ممکن است او هم به تو علا قمند و منتظر تو باشد .

براساس کتاب داستان های کوتاه اثر سباستین لومان - ارسال از : بهاره

 
بنر