ورود به سایت

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز11
mod_vvisit_counterدیروز123
mod_vvisit_counterاین هفته395
mod_vvisit_counterهفته گذشته967
mod_vvisit_counterاین ماه959
mod_vvisit_counterماه گذشته4503
mod_vvisit_counterکل بازدیدها47137

در 20 دقیقه گذشته : 8
آی پی شما : 38.107.191.82
,
امروز : 17 شهریور 1389

کاربران سایت

DELNA : 0 مطلب
Hossein: 0 مطلب
Nader Agharahimi: 0 مطلب
SAEID DANGER: 0 مطلب
abb: 0 مطلب
ali: 0 مطلب
ali: 0 مطلب
ali: 0 مطلب
ali: 0 مطلب
ali: 0 مطلب
amin: 0 مطلب
amir: 0 مطلب
amir: 0 مطلب
asd: 0 مطلب
azadeh: 0 مطلب
behzadhajighasemi: 0 مطلب
farhad : 0 مطلب
fatemeh: 0 مطلب
ghazal: 0 مطلب
kobra yazdi: 0 مطلب
lمحمد حاجی غلام سریزدی: 0 مطلب
mahdieh: 0 مطلب
mohamad: 0 مطلب
mohamad: 0 مطلب
mohamad talebi: 0 مطلب
mohammad: 0 مطلب
mohsen: 0 مطلب
morteza: 0 مطلب
seyedmajid mirghassemi: 0 مطلب
somaye: 0 مطلب
somaye zare: 0 مطلب
yazdmelody: 0 مطلب
zahra: 0 مطلب
امین آقارحیمی: 0 مطلب
ایدا: 0 مطلب
ایمان: 0 مطلب
ح: 0 مطلب
حسين سلماني: 0 مطلب
حمید آهنگر سریزدی: 0 مطلب
خوشدل: 0 مطلب
راحله: 0 مطلب
رضاامین: 0 مطلب
سحر: 0 مطلب
سعيد: 0 مطلب
سعید میرقاسمی: 0 مطلب
سید علیرضا حاجی میرزا: 0 مطلب
سید هادی: 0 مطلب
سید هاشم حاجی میرزایی: 0 مطلب
شهاب: 0 مطلب
عارفه خوانین زاده: 0 مطلب
عباس اسدی سریزدی: 0 مطلب
علی: 0 مطلب
علی: 0 مطلب
علی میرزاحسینی: 0 مطلب
علیرضا مشکی باف: 0 مطلب
فرهاد: 0 مطلب
قاسم حاجی بیگی: 0 مطلب
محمد: 0 مطلب
محمد حسين: 0 مطلب
محمدرضا: 0 مطلب
محمدرضا خوشدل: 0 مطلب
محمدعلی ابوالحسنی سریزدی: 0 مطلب
مرتضي: 0 مطلب
مریم: 0 مطلب
مسعود محمدطاهری: 0 مطلب
مصطفي: 0 مطلب
مصطفی احمدی: 0 مطلب
مطهره: 0 مطلب
مهدی: 0 مطلب
مهدی زارع سریزدی: 0 مطلب
نوید: 0 مطلب
محمد محمد طاهری : 2 مطلب
Administrator: 152 مطلب

چه چیزهایی را داریم از دست می دهیم؟

در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویلون کرد.
این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه ازبهترین قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهای‌شان به سمت مترو هجوم آورده بودند.
سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد. از سرعت قدم‌هایش کاست و چند ثانیه‌ای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد.
یک دقیقه بعد، ویلون‌زن اولین انعام خود را دریافت کرد. خانمی بی‌آنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسه‌اش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد.
چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت‌ سر تکیه داد، ولی ناگاهان نگاهی به ساعت خود انداخت وبا عجله از صحنه دور شد،
کسی که بیش از همه به ویلون زن توجه نشان داد، کودک سه ساله‌ای بود که مادرش با عجله و کشان کشان بهمراه می ‌برد. کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویلون‌زن پرداخت، مادر محکم تر کشید وکودک در حالیکه همچنان نگاهش به ویلون‌زن بود، بهمراه مادر براه افتاد، این صحنه، توسط چندین کودک دیگرنیز به همان ترتیب تکرار شد، و والدین‌شان بلا استثنا برای بردن‌شان به زور متوسل شدند.
در طول مدت ۴۵ دقیقه‌ای که ویلون‌زن می نواخت، تنها شش نفر، اندکی توقف کردند. بیست نفر انعام دادند، بی‌آنکه مکثی کرده باشند، و سی و دو دلار عاید ویلون‌زن شد. وقتیکه ویلون‌زن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجه شد. نه کسی تشویق کرد، ونه کسی او را شناخت.
هیچکس نمی‌دانست که این ویلون‌زن همان (جاشوا بل ) یکی از بهترین موسیقیدانان جهان است، و نوازنده‌ی یکی از پیچیده‌ترین فطعات نوشته شده برای ویلون به ارزش سه ونیم میلیون دلار، می‌باشد.
جاشوا بل، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تاتر های شهر بوستون، برنامه‌ای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیش‌فروش شده بود، وقیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود.
این یک داستان حقیقی است،نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشینگتن‌پست ترتیب داده شده بود، وبخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی، سلیقه و الوویت ‌های مردم بود.
نتیجه: آیا ما در شزایط معمولی وساعات نا‌مناسب، قادر به مشاهده ودرک زیبایی هستیم؟ لحظه‌ای برای قدر‌دانی از آن توقف می‌کنیم؟ آیا نبوغ وشگرد ها را در یک شرایط غیر منتظره می‌توانیم شناسایی کنیم؟
یکی از نتایج ممکن این آزمایش میتواند این باشد،
اگر ما لحظه‌ای فارغ نیستیم که توقف کنیم و به یکی از بهترین موسیقیدانان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویلون، است، گوش فرا دهیم ،چه چیز های دیگری را داریم از دست میدهیم؟
 
بنر